هورمون

نوشتنم نمیاد! چیه خب؟ تا حالا آدمی که هورموناش قاطی کرده ندیدین؟

نی نی مون دختره و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم. اسمش هم از سال ها پیش انتخاب شده بوده.

امروز تولدمه. قراره یه هدیه ی هیجان انگیز بگیرم، اما چون خیلی خاص هست شاید چند روزی طول بکشه. در واقع یه کتابه منتها من مرض دارم نسخه ی جدید و نونوار نمی خوام، نسخه ی قدیمی و بی سانسور می خوام!

همین بسه دیگه تا بیشتر از این وبلاگمو با انرژی منفی بی حوصلگی پر نکردم برم. شاید فردا «حال»ام برگشته باشه و بیام مثل آدم بنویسم!

(تا اون موقع نظرات این پست رو بسته نگه می دارم)

***

پی‌نوشت: اون شب شوهرجانم با کیک و کادو و شام و تعدادی مهمون دوست‌داشتنی از راه رسید و منو نشوندن، خودشون ریختن، پاشیدن، جمع کردن، زدن، رقصیدن و اونقدر شوخی کردن که آخر شب دلم از زور خنده درد گرفته بود! مدت‌ها بود همچین تولدی نداشتم. مرسی!

/ 0 نظر / 13 بازدید