نوستالژی‌درد

بیرون داره بارون میاد. نخود و لوبیا خیسوندم که فردا آش بار بذارم. عدس آشی نداشتم به جاش عدس پلویی خیسوندم. می دونم عدس خیسوندن نمی‌خواد، مرض داشتم! عدس آشی فقط توی کرمانشاه پیدا می‌شه. همینطور زرشک سیاه بی‌دونه. و البته آش عوسلی (عباسعلی) و دنده‌کباب طاق‌بستان و خورش خلال سه‌کاج. یه چیزای دیگه‌ای هست که جاهای دیگه هم ممکنه پیدا بشه ولی من ورژن کرمانشاهی‌اش رو دلم می‌خواد: ترخینه، کباب مرادیان، کباب‌لقمه‌ی رضا، فرنی چهارفصل و بستنی-باقلوای نوبهار، لبو و باقالی میدون فردوسی و تخمه‌های گلپر-آبغوره‌ی میدون شهرداری.

این هوسانه هیچ ربطی به هیچی نداره! این طعم‌ها بخشی از هویت فرهنگی منه. بخشی از خاطراتی که قسمت‌های دیگه‌اش شادی و بی‌خیالی و امنیت بچگی‌ام بوده. وقتی که توی اتاق، کنار علاالدینی که روش کتری بخار می‌کرد درس می‌خوندم و بارون توی حیاط می‌بارید و شیشه‌های عرق کرده‌ی پنجره، منظره رو راه‌راه می‌کرد. وقتایی که صبح زود با چشمای بسته بیدار بودم و یکی می‌گفت: اَ… برف! و همه‌ی خوابم یهو می‌پرید. صدای رادیو که: دنگ‌دنگ‌دنگ… تقویم تاریخ! و صدای قاشق‌چایخوری صبحونه و التماس توی دل که تا راه نیفتاده‌م یکی اعلام کنه مدرسه‌ها تعطیله. آخر سر، کار به تلفن زدن و پرسیدن از 118 هم می‌کشید! یه بار بالای سه‌راه شریعتی توی یخ‌ها گیر کردم. نه می‌تونستم برم جلو و نه برگردم عقب؛ یه آقاهه دستمو گرفت و درم آورد. یاد بخاری‌های گرد مدرسه که بچه‌های ردیف جلو دستمال کاغذی‌هاشونو به بدنه‌اش می‌چسبوندن…

/ 8 نظر / 28 بازدید
شری

نیمفادورا منم آش می خوام.تقریبا اکثر موادش رو دارم اما حوصله اش نیست!ببینم می تونم فردا آقای واین رو اغفال کنم که آش درست کنه؟!

مامان مریم

اخه دختر خوب اینهمه خوراکی خوشمزه ردیف میکنی نمیگی یکی مثل من رد شه تکلیفش چیه؟[ناراحت][خنده] منو بردی به روزای کودکی ...یادش بخیر ...برف وسرما وچراغ علاءالدین ....بخاری ......چه بد که بچه های امروزی این تجربه های شیرین رو ندارن ...

raha

yade khaterate khobe bachegi be kheir.dang dang dange taghvime tarikhet mano bord be gozashteh,rasti hanoz hastesh?[گاوچران]

raha

chamedoneto goldone panbatam khoshgele ba on ketabash.

روزهای روشن

نوستالژی درد رو خوب میشناسم.. خاطراتی که رنگ و بو و طعم دارن ..و دیگه تکرار نمیشن .

ani

بعضی طعم ها برای من نوستالژیکن مثل همین آش آخ که دلم خواست

زهرا

فرنی چارفصل مرد و الان مغازه اش شده کت و شلوار فروشی...

زهرا

باقلوابستنی نوبهار که همیشه باید تو صف وایسی حتی الان...