نیمفادورای سبز

ته مونده ی عدس‌های پارسال رو که پر از سنگ ریزه بودن و حوصله‌ی پاک کردنشون رو دیگه نداشتم، مشت‌مشت می‌ریزم توی یه ظرف تا بشورم…

مثل همیشه یک مشت بیشتر از تعداد اعضای خانواده! شاید به امید اینکه سال آینده بیشتر باشیم…خجالت

مضحک اینجاست که درست همون سالی که سبزه نذاشتم و طبعاً گره هم نزدم متعدد شدم!!!

 

یادم می‌آد کلاس دوم راهنمایی بودم. هر سال گندم و عدس سبزه رو مامانم می‌داد به مهندس بزرگ که مشت کنه و مامانم سبز کنه، آخه معتقد بود دستش خوبه. همون اعتقاد به پاکی بچه‌ها و طبعاً بچه‌ی اول و پسر که انگار مثل یه رسم مونده بود…

اون سال مهندس بزرگ دانشگاه بود و فکر کنم یکی دو روزی هم دیر شده بود و دیگه تأخیر جایز نبود که مامانم منو صدا کرد. پرسیدم پس چرا من و نه اون؟ گفت فرقی هم نمی کنه… حالا امسال «دست» تو رو امتحان می‌کنیم. چندین روز بعدش، وقتی سبزه‌ها حسابی کپلی شده بودند یه موشک خورد سر کوچه‌مون و خونه تقریباً روی سرمون خراب شد. سبزه‌ی بیچاره رو تیکه و پاره توی حیاط پیدا کردیم و دیگه نمی‌شد جمعش کرد… مامانم سعی کرد یه جوری بذاردش توی باغچه…

رفتیم یه خونه‌ی دیگه… عیدمون زیر بمب و موشک، کنار کارتن‌های وسایل گذشت… مثل خیلی از عیدهای اون سال‌ها…

بعدها یه روز به مامانم گفتم اینم از دست من! ببین خونه زندگیمون به چه روزی افتاد. سرم رو ناز کرد و خندید، گفت اتفاقاً دستت خوب بود، خیلی بهتر از اونی که فکرشو می‌کنی، ممکن بود هرکدوم ما یا همه‌مون الان مرده باشیم یا لت و پار شده باشیم. همین که سالمیم و کنار همیم بهترین چیزه، دوباره خونه‌مون رو می سازیم کاری نداره که! اگه بلایی سر هرکدوم می‌اومد دیگه کاری از دست هیچکس برنمی‌اومد…

راست می‌گفت…

ارتباط بین اتفاقات به نوع نگاه ما بستگی داره! باید برای هر چیزی تلاش کنیم و آرزوهای خوبلبخند

 

عدس‌های خیسونده رو می‌ذارم جلوی چشمم!

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو باربد...بابا سرخوش....

. ســـــــــــــــــــــلامی به بزرگی دل کوچک کودکان... ___________________-------- _________________.-'.....&.....'-دوست گرامی ... ________________\.................../وبلاگ عمو باربد .... _______________:.....o.....o........;منتظر شماست.... ______________(.........(_............) _______________:.....................:اگه قدم رنجه كنيد... ________________/......__........\ _________________`-._____.- لطفی به این بنده کنید... ___________________\`"""`'/ __________________\......,...../و ما رو شرمنده کنید... _________________\_|\/\/\/..__/ ________________(___|\/\/\//.___)خوشحال میشیم... __________________|_______| ___________________)_ |_ (__شما هم خوشحال میشید... ________________(_____|_____)پس یادتون نره... حتما تشريف بيارين! در ضمن لطفا نظر هم يادتون نره ! www.Amoobarbod.blogfa.com [نیشخند][لبخند][نیشخند][لبخند][نیشخند][لبخند][نیشخند][لبخند][نیشخند][لبخند][نیشخند][لبخند]

مهرک

کجاییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی از دوستنت در نی نی سایت

دورا جان کجایی نی نی سایت نمی ایی؟دلمان برات تنگ شده .نکنه گرفتاری؟ مرد خاکستر چه طوره

نغمه

سلام سلام سلام ای خدا این نیمفای بیمعرفتم رو به خودت سپردم خودت مواظب احوالاتش باش و نذار از خودش دور بشه اخه یعنی اینم شد کار که یه ملتی رو اینجا چشم انتظار گذاشتی رفتی یعنی فکر نمیکنی دل ما هزار راه میره این نینیمونم ناراحت میشه از ناراحتی ما خوب بیا زودتر دیگه کجایی پسسسسسسسسسسسس؟؟؟

نغمه

دوست دارم هوارتااااااااااااااااااااااا!![بغل][ماچ][قلب][گل]

نجما

سلام دلم برات تنگیده بود مثل چند وقت اخیر اومدم یه سری بهت بزنم دیدم نیستی...چرا نمایی اژ کنی از حال خودت با خبرمون کنی؟..... نی نی سایت هم که دیگه یادت رفته گلم.... دلنگرانیم...نکنه رفتین کرمانشاه؟....

گیج منگولی

سلام مهمون نمی خوای/ بیا خواهر در خونه تو آب و جارو کن!

لادن مرادنژاد

نیمفادورا عزیز..امیدوارم پام من رو تو تاپیک حسنی شلمرودی دیده باشی...به امید دیدار در خاک اینترنت..

بی تا

ادرس ای میلت چیه؟ که بشه برات میل فرستاد؟

احسان ×فقط به خاطر تو×

سیلام...[نیشخند] می گم هنوز وقت آپدیت فرا نرسیده؟نکنه داری با بقیه ی عدس هاش عدس پلو درست می کنی؟[خوشمزه]