تصدیق‌نومچه‌ی شوفری

امروز نیمفادورا خاتون که ما باشیم موفق به تحصیل تصدیق‌نومچه‌ی شوفری گردیدیم و از آنجا که به یک ضربت در آزمایش آیین‌نومچه و نیز اعمال راه بردن اتول در محضر جناب مستطاب سرهنگ خان آستارایی، رتبه‌ی قبولی گرفتیم، پوز بعضی اشخاص را زده و روی بعضِ دیگر را کم نمودیم! و سرافراز گشتیم.

پس از شادی‌های فراوان که از ما بروز کرد، قرار بر این شد به مناسبت این جشن فرخنده سوری عظیم به مرد خاکستر دهیم در عمارت سرپیکو، اما مرد فوق‌الذکر در نوبت غذای نیمروز چنان کاه از کاهدان نشناخت که به دلدردی عظیم نایل گردید و قرار سورچرانی ناچار به موعد دیگری موکول گردید.

به لحاظ اینکه تصدیق‌نومچه را در جوف کیف بغلی خود داریم دیگر احدالپلیس والپاسبانی آن را از ما مطالبه نمی‌کند، هکذا دیری‌ست این تصدیق‌نومچه‌ها را اوراقی معتبر نیز برای احراز هویت نمی‌شناسند و در صرافی‌های مدرن (بانک نام) قبول نمی‌نمایند و ما نیز اوراق بهاداری نداریم که لاجرم سر و کارمان بدانجاها کشد!

فلذا از خوانندگان محترم این جریده‌ی شریفه استدعا دارم اگر کاربرد دیگری برای این پاره کاغذ (که ما را جهت اتول‌سواری، کلی پیاده نموده است) سراغ دارند، مرهون الطاف خویش گردانده و در کامنت‌دانیِ این جریده مرقوم فرمایند.

زیاده جسارت است!

نیمفادورا خاتونِ تصدیق‌نومچه‌دار

یوم دوشنبه، بیست و هفتِ اَبانماه سنه یک‌هزار و سه‌صد و هشت‌ده و هفت از هجرت

/ 3 نظر / 8 بازدید
سحر

تو مگر عطر دلاویز گُل بارانی که هوای دل من گشته چنین بارانی خوب رؤیایی من پُر شده از بوی بهار دل سودا زده ام، چونکه به گل می مانی کوچه های دل خود آب زنم تا که مگر بگذاری قدمی در دل من، پنهانی کاش در دامن تنهایی من خیمه زنی تا رهایم کنی از این همه سرگردانی دل خراب از غم عشق است ولیکن ای دوست نیست پروای من از تجربه ی ویرانی هر زمان پیش رُخت غرق نیازم دیدی ناز کن ناز گلم، ناز تو را ارزانی می گشایم سحر از شوق چو «آرش» در ِ دل تا گل عشق، تو در باغچه ام بنشانی سلام روز بخیر عالی بود[بغل] با مطلبی آپم خوشحال میشم عطر قدمهات مزین کننده کلبه کوچکم باشه روز قشنگی داشته باشی مهربان[بغل][گل][گل][گل][بغل]

ساحر

سلام شما کجایی هستی ؟ پیش ما بیا

طناز

به به مباركه مبارك خوش به حالت من از ترس امتحانش نميرم دنبالش حالا برو دنبال پابه يك