بدون عنوان!

1

جمعه صبح هرچی منتظر شدم دخترک بیدار نشد ببرمش پارک. خودم هول‌هولی لباس پوشیدم که تا تره‌بار نبسته اقلا یه کم سیب‌زمینی و میوه بخرم. داشتم می‌دویدم که یهو دوست‌شو دیدم از پارک برمی‌گشت و وایسادم با مامانش سلام علیک کردم! خب آخه بزغاله تو مگه چقدری که آشنا روشنا تو کوچه خیابون به‌هم رسوندی؟

 

2

خیلی اتفاقی دو قسمت از سریال «عاشقانه» رو هم‌زمان با شام پختن دیدم و منو گرفت. توی شرکت یکی داریم این‌کاره است هر سریال و فیلمی بیاد اول دست اونه! رفتم 5 قسمتی که تا حالا دراومده رو گرفتم و دیدم. با اینکه خیلی اهل فیلم ایرانی نیستم و اینم مشکلات خودشو داره، اما در کل خوش‌ساخت دراومده و اونقدری که سر دیدن «شهرزاد» حرص خوردم سر این نخوردم!

اصلا و ابدا طرفدار خواننده‌های پاپ مجاز نیستم اصلا خیلی نمی‌شناسم‌شون؛ اما برام خیلی جالب بود که خواننده‌ای مثل «فرزاد فرزین» به خودش جسارت داده یه نقش واقعی بازی کرده اونم با اسم واقعیش که از قضا خیلی هم علیه‌السلام نیست!!!

 

3

بیشتر وقت‌گذرونی‌ام در شبکه‌های اجتماعی توی تلگرام می‌گذره. یه چیزی واقعاً آزارم می‌ده اونم تبلیغ‌های احمقانه‌ی کانال‌های فروش زنونه است. یک گروه اونایی که آدم رو احمق فرض می‌کنن و می‌گن وای کلافه شدیم تبلیغ یه کانال گذاشتیم حالا همه آدرسشو می‌خوان بیایین سگ‌خور دوباره می‌ذارم زودی وردارین که الانه پاکش کنم!!! یک گروه هم اونایی که تبلیغ‌شون اینه می‌خوای چش مادرشوهرت اینجوری بشه دهن خوارشوهرت اونجوری بشه رنگ جاریت ازغوانی بشه کل فامیل حیرونت بشن! از وقتی با فلان کانال آشنا شدم شوهرم موم شده تو دستام و من فلان سلبریتی هستم و این کانالمه و اینام که دیگه قدیمی شده…

خب مسخره‌ها مثل آدم بیایید بگید توی این کانال فلان چیزها هست هر کی لازم داره خودش در به در دنبالشه میاد. هم‌جنس‌های خودتونو چی فرض کردید؟ با خودم قرار گذاشتم پامو توی هیچ کانال و گروهی که منو این شکلی تحقیر می‌کنه نذارم!

 

پی‌نوشت:

تعطیلات عید امسال چند روز تبریز بودیم. قول داده بودم سفرنامه‌شو بنویسم… کو وقت!

 
/ 0 نظر / 107 بازدید