لوپين+جشنواره ی گرسنگان

1- دکتر به مرد خاکستر کلی دارو داده برای گزش پایش، یکیش هم شربت هیدروکسی زین.

عوارض: کابوس، توهم، بی خوابی، خواب آلودگی، مصرف در بارداری و شیردهی ممنوع، رانندگی ممنوع، کار دقیق ممنوع، هر دردتان شد به دکتر بگویید که این شربت را خورده اید چون حتی علائم آپاندیس را هم کنترل می کند. (امان از این پزشکی مشنگی!)

مهندس بزرگ خیال می کنه مرد خاکسترم «دود و دمی» شده! مرد خاکستر احساس می کنه شخصیت اش تحقیر شده. می خواد بعد از پایان امور اداری اجتناب ناپذیر دیگه حتی تلفن مهندس بزرگ رو هم جواب نده. ازم می خواد یه وقت بی خبر ببرمش آزمایش بده!

بهش می گم گذشت زمان پاسخ خیلی چیزها رو معلوم می کنه، اصل کار منم که باهات مشکلی ندارم. بذار بقیه هر چی می خوان بگن.

مرد خاکستر من، مهربون من، معتاد نیست. اگه یه بار دیگه حرف آزمایش برای راحتی خیال من بزنه جدی ازش دلخور می شم. بهش اطمینان صد درصد دارم و می خوام اونم به این اعتماد من اطمینان داشته باشه.

 

 

2- دیروز جای همگی خالی با مرد خاکستر، خزعبلات (به همراه خواهرهاش) و آقای کارگردان رفتیم پارک پردیسان جشنواره غذاهای سنتی.

گرچه از ساعت 7 عصر به علت شلوغی عملاً دسترسی به غرفه ها غیرممکن شده بود، اما به ما خیلی خوش گذشت. من و مرد خاکستر غذاهامونو شریکی می خوردیم که سیر نشیم و بتونیم غذاهای متنوعی امتحان کنیم. (نتیجه: وقتی برگشتیم خونه مرد خاکستر رفت واسه خودش نیمرو درست کرد!) یلدا کوچولو (خواهرزاده ی 6 ماهه ی خزعبلات) هم گمونم فقط آش دوغ اردبیل خورد.

بهترین کاری که به عقلم رسید این بود که قاشق با خودمون بردیم چون هیچ غذایی با قاشق پلاستیکی مزه نمی ده. قیافه مون در حالی که قاشق به دست به غرفه های مختلف سر می کشیدیم دیدنی بود! عین از قحطی در رفته ها!

بعدش هم رفتیم توی پارک نشستیم و قلیون نعنایی زدیم و مشاوره ی روانشناسی و ازدواج دادیم به آقای کارگردان!

گردش روز تعطیل بدون ماشین و چادر خارجی و تشک بادی و تلمبه و میز و صندلی تاشو و کیسه خواب و یخچال و جوجه کباب و ظرف ملامین و گاز پیک نیکی و قابلمه و کوفت و زهر مار هم امکان پذیره. فقط یه ذره پیاده روی داره که بعد از خوردن اونهمه غذا و آش و شیرینی و شربت، پیاده روی اش هم خالی از لطف نیست.

/ 8 نظر / 5 بازدید
عطيه

يوهو... با خودتون چه کردين! يه دفعه هوس کردم ...

مرد خاکستر

سلام. اخ که چقدر خوبه آدم بعد از هزار سال بياد تو نت. کلی حرف دارم برای همه که به همين زوديا می ذارم تو بلاگم. الان يه جايی يواشکی ان شده م!!! خدافظی. نيمروخورم خودتی!!!!

گيج منگولی

البته که خوش می گذره با دو ستان وبلاگی و نمايشگاه و... جای ما رو هم خالی کنين قضيه مرد خاکستر چيه؟ شاید خودش بايد توضيح بده تقصير اجنه اون خونه است يا مردمی که الحق از تمام سوپر نچرالها اجنه ترند؟!

فرنوش

سلام اميدوارم که خوب باشي و شوشوی گرامی هم سالم باشه! حرف از خوردنی که مياد من ولوو ميشم. به نظرم به ياد موندنی ترين تفريحات همين تفريحات بی امکاناته مگرنه که لوس بازيه.

شبناز

سلام خانم خوبي مرد خاكستر چطوره ؟؟ نگران حرف مردم نباشيد فضولي نكنن چيكار كنن سر بزن بهم منتظرم

بيچاره مرد خاکستر