حرف‌های این روزها

بالاخره قراره این طلسم شکسته بشه و من یه چیزایی توی این وبلاگ بی‌صاحاب بنویسم!

اما چی؟

راستش اینه که هر موضوعی وقتی زمانش می‌گذره تا حد زیادی موضوعیت خودش رو از دست می‌ده و من با اون همه شوق برای زودتر نوشتن هر چیزی الان واقعاً نمی‌دونم کدوم رو می‌تونم انتخاب کنم که هنوز قابل نوشتن باشه؟

یه چیزایی هم هست که می‌خوام بنویسم… اما نمی‌تونم.

هی می‌نویسم و باز پاک می‌کنم… حاضرجوابی موهبتیه که هیچوقت نداشته‌ام!

 

پی‌نوشت: این روزها خیلی چیزها می‌خوام، شخصی و اجتماعی… برام دعا کنید.

/ 3 نظر / 7 بازدید

پارسال دوست امسال آشنا ............. خیلی خواننده های پروپا قرصتو منتظر میذاری ها نمیفا جونم خوبین؟ کم پیدا ما دلمون براتون خیلی تنگ شده میشه یه وقتی هم به ما بدین خیلی لطف میکنین خوش باشین

نغمه

برات دعا میکنم حالا و همیشه ولی فقط بنویس با دل پر از اینجا نرو هر چی گفتنی بگو بعد برو اینجا گوش شنوا برای شنیدن حرفهای دلت هست پس بنویس عزیزم!

آني

هرچه ميخواهد دل تنگت بگو.... اميدوارم به همه آرزوهات برسي[ماچ]