نی‌نی ما... خوبه، خوبه!

گاهی فکر می‌کنم بهتره یه کم خودآرامی کنم. خب بقیه چه گناهی کردن که من قراره بچه‌دار بشم؟ چرا باید از جزئیات هفته‌ها و آزمایش‌ها و خرت و پرت‌های نی‌نی من سرسام بگیرن؟

منتها می‌بینم بقیه از من شیداتر هستن! هر کی بهم می‌رسه می‌خواد همه چیز رو با ذکر جزئیات بدونه و هر کی یه توصیه‌ای داره.

یارو هفت پشت بیگانه اون روز رفته نصف نون‌ها و شیرینی‌های نان سحر رو بار کرده آورده. اون یکی بعد از 15 سال بی‌خبری تلفن زده که میام همه‌ی کاراتو می‌کنم!!!

گاهی فکر می‌کنم این بچه درست‌ترین زمان ممکن دعوت ما رو قبول کرده و گاهی فکر می‌کنم اینا برکت قدم‌های کوچیک خودشه.

هر چی هست عالیه.

/ 11 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

جیگرشو....این جوریه دیگه ببین هنوز نیومده به دلای مردم محبت انداخته حالا ببین وقتی بیاد چیکار کنه؟دلبری میکنه که بیا وببین...حالا عروس خانم اینده است؟ یا آقا داماد؟راستی خودت چطوری؟ همه چی رو به راهه؟نمیفادور ا تانکس رو توی گوگل سرچ کن توی عکس های منتخبش هستی خخخخخخ[ماچ][گل]

سمانه

قطعا قدمش مبارکه... ایشاله به سلامتی بیاد و روزهای شادی رو واستون به ارمغان بیاره عزیزم.

راحله مامان حلما

عزیزه دلم امیدوارم نی نی سالم به دنیا بیاد. برای نی نی وبلاگ درست نکردی؟ اسمش چی قراره باشه؟ من خیلی ذوق اسم نی نی ها رو دارم.[نیشخند]

سارا

سلام یعنی چی همه چی خوبه مگه سونوی تعیین جنسیت نرفتی دارم برات اسامی منتخب رو جمع اوری مکینم تا بهتون پیشنهاد بدم حالا من رفتم توی تریپ خاله زنکی تو نذار ایشششششششششششش[ماچ]

یاسان

سلام امروز بل خبر شدم بارداری و خوشحال شدم که عشقتون داره کاملتر میشه. مبارک باشه. انشاله سه تاتون سلامت باشید.

یاسان

منظورم با خبر بود.امان ازین صفحه کلیدا. خخخخ

سارا

سلام مامان جون مهربون...بح بح به سلامتی ومیمنت داری عروس خانم اینده رو به دنیا میاریا....شیطونی نکن دیگه بگو اسمشو چی قر اره بذاری...[رویا]راستی چند وقت دیگه مونده این بار شیشه رو تحویل باباش بدی؟[نیشخند]

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت. فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟" خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیده‌ای‌؟ باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند." فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. "این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید." خداوند گفت : "نمی شود!! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم. از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد." فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

بهار

"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی." "بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام. تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد." فرشته پرسید : "فکر هم می‌تواند بکند؟" خداوند پاسخ داد : "نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد." آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. فرشته گفت: بار خداوندا این نمونه که ساخته‌اید ایراد دارد نشت می‌کند؛ خداوند پاسخ داد: این اشک است. فرشته پرسید : "اشک دیگر برای چیست؟" خداوند گفت: "اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش." فرشته متاثر شد: "شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند." زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند. همواره بچه‌ها را به دندان می‌کشند. سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند. بار زندگی را به دوش می‌کشند، ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند. وقتی خوشحالند گریه می‌کنند. برای آنچه باور دارند می‌جنگند. در مقابل بی‌عدالتی می‌ایستند. وقتی مطمئن‌اند راه حل دیگری وجود دارد، نه را نمی‌پذیر

بهار

شوق حضورت مرا لبریز کرده از هر آنچه که شادمانم میکند هر لحظه ام در انتظار لمس دستان کوچک تو ،چه بیتابانه میگذرد رویای با تو بودنم را کرانه ای نیست زادروزت آغاز تحقق تمام آرزوهای شیرین زندگیم است اکنون آسمان زندگیم افقی دارد نیلگون ترو عاشقانه تر از همیشه دنیای من،شهرزاد آرزوهای من ،چقدر دیده ام مشتاق دیدارت است