تموم شد تا سال دیگه!

چند روز پیش کلی کار بیرون انجام دادم و وقتی برمی‌گشتم خسته و گرسنه بودم و هوس یه غذای گرم داشتم. همسایه‌مونم سپرده بود براش رب گوجه بخرم. رفتم جاتون خالی دو پرس غذای گرم خریدم و بعدش رفتم توی بقالی روبرویی که ببینم رب دارن یا نه. پیرزن فروشنده یه نگاهی به من کرد و یه نگاهی به کیسه‌ی توی دستم و پرسید: «کجا چی می‌دن؟»

اینا چرا باورشون نمی‌شه حسین پارتی تموم شده؟

/ 0 نظر / 27 بازدید