یک نمایشنامه‌ی کوتاه

افراد:

مردخاکستر در نقش مهندس

آقا قاسم در نقش صاحبخانه

مکان: طبقه‌ی بالا

زمان: ساعاتی پیش

 

مردخاکستر: آقا قاسم مفنامیک اسید داری؟

آقا قاسم: اسید؟ اسید می‌خوای مهندس؟ تو که گفتی هیچی نمی‌کشی؟!

- گرفتی منو؟ اسید می‌خوام چیکار؟ می‌گم مفنامیک اسید داری؟ واسه دندون درد؟

- خودت گرفتی منو! من دندون دارم آخه؟ (و دندان مصنوعی‌اش را در می‌آورد و نشان می‌دهد)

 

شیفته‌ی این تفاهم «نه»ای بین این دوتام!

/ 6 نظر / 53 بازدید
الهام

[خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده] از اشناییتون خوشبختم

لادن

خیلی با حالی دختر .....همراه با شو و صاحبخانه جمعی همگی با حالین[قهقهه]

نسیم

یعنی من عاشق نوشتنتم .زیادتر بنویس [خنده]

مهرداد

اگه نمایشنامه نویس هستی فکرکنم بایددنبال شغل بهتری بگردی![نیشخند]

الفی

سلام نیمفی عزیز خوبی هر از گاهی سری بهت میزنم و میخونم از این که همه چی روبراهه خوشحالم مواظب خودت باش بوسسس