نیمفادورا تانکس

زنی ظریف

که روی سرانگشتش

قلب های نقره ایِ کوچک

آرام

خوابیده اند.

با ابرهای مأمن گنجشک ها

لیوانِ آب

تابوتِ خالی کبریت

و ردّ ِ جاری آتش؛

از قلب های نقره ایِ آرام

تا مَردِ خاکستر.

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/٢٧ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط نیمفادورا تانکس نظرات () |

درباره وبلاگ

نويسندگان
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینک های ویژه
امکانات وب