نیمفادورا تانکس

متنفرم از سبزی فروش و میوه فروش و قصاب و بقال و چقالی که وقتی یک کیلو جنس ازش می خوای دو کیلو و ششصد گرم می ذاره و می ره بازم بیاره که رندش کنه به سه کیلو. وقتی هم تذکر می دی با یه قیافه ای که انگار ... چهارتاشو بر می داره و می شه یک کیلو و هشتصد و پنجاه گرم و بعدم زودی از روی ترازو برش می داره و مبلغش رو می گه!

معمولاً این جور وقت ها که کار با یکی دو بار تذکر درست نمی شه می ذارم میام بیرون.

سزای گران فروش نخریدن است...

سزای نخریدن نخوردن ...

سزای نخوردن ... مردن!

نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/۳ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ توسط نیمفادورا تانکس نظرات () |

درباره وبلاگ

نويسندگان
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینک های ویژه
امکانات وب