نیمفادورا تانکس

سخت مشغول تمرین نمایش هستیم به خاطر این که یهو تونسته ایم اجرا بگیریم! اینم بگم که پدر ما را درآوردند بس که بی برنامه اند و باعث شدند از گروه قبلی که این کار را تمرین می کردند فقط من بمانم و مرد خاکستر!

برای کار بعدی «ماهی رنگین کمان» هم هنوز در مرحله ی پیش تولید هستیم: نوشتن و اجرا و ضبط موسیقی و انتخاب بازیگر. هی امان از این جوجه هایی که تا می فهمند نقش اول نیستند بهشان بر می خورد و می روند. در عوض آدم های حرفه ای (یا دارای اخلاق حرفه ای) می مانند و به آدم حال می دهند به قول شیوا در حد جام جهانی!

در سال های دور که یواشکی کلاس بازیگری می رفتم، مربی حرکات موزونی داشتیم (Choreographer) که ماجراش بماند. حالا که بعد از سال ها به لطایف الحیل شماره اش را پیدا کردیم و برای کار «یک روز قبل از همیشه» ازش کمک خواستیم اومد و برایمان صحنه ی کابوس رو طراحی کرد. برای کار ماهی هم ازش قول گرفتیم که کلاً کار حرکت فرم هست. بعد تازه راجع به دستمزدش که می پرسیم می گوید شماها جوونید، اجرا بگیرید، بعدش هر چی پول موند یه درصدی هم به من بدید.

حرف، حرف یک ساعت طراحی رقصه شوخی نیست. اونم یکی از سه نفر حرفه ای این کار در ایران. به قول مرد خاکستر آدم را دچار بدهکاری کارمایی می کنند! این که روزی که واسه خودمون کسی شدیم همینجوری دست جوون تر ها رو بگیریم نه اینکه براشون کلاس بذاریم و تلفن بذاریم روی منشی که یه وقت مزاحممون نشن! لطفاً مقایسه کنید با دانشجوی ترم دومی که وقتی بهش می گن میای تو کار پایان نامه بازی کنی می گه صد هزار تومن می گیرم! جل الخالق!

همینجا جا داره از «نیمپادارا» تشکر کنم که خونه شو تبدیل به فرهنگسرا کرده و در اختیار گروه ویژان می ذاره که برن تأتر تمرین کنن.

پ.ن.: «کاتارسیس» رو اولین بار ارسطو در کتاب فن شعر مطرح کرده و خلاصه اش اینه که آدم می تونه خودشو به جای شخصیت های داستان یا نمایش فرض کنه و از طریق ماجراهایی که اون شخصیت می گذرونه و رنج هایی که می کشه دچار تزکیه روانی بشه.

نوشته شده در ۱۳۸٦/٦/٢٥ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط نیمفادورا تانکس نظرات () |

درباره وبلاگ

نويسندگان
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینک های ویژه
امکانات وب