نیمفادورا تانکس

یادتان هست مدت ها تاکسیرانی و شهرداری جیگر خودشان و شهروندان را درآوردند تا بلکه نظم و سامانی به ترافیک پایتخت بدهند و نشد؟ بعد عده ای از رانندگان تاکسی خطی ها و مسافرکش ها یک نفر از خودشان را گذاشتند سر خط که انصافاً، هم صف مسافران را مرتب کردند و هم نوبت تاکسی ها و مسافرکش ها را.

حالا حکایت بازیافت در تهران (و ایران) هم همین است. در دوران دانشجویی و در پی یک تحقیق از مراکز جمع آوری و دفن زباله، متوجه شدم با این که مسؤلان شهری خیلی دلشان می خواست زباله ی تفکیک شده تحویل بگیرند و بازیافت کنند اما بنا به هزار و یک دلیل اگر شهروندی زباله ی تفکیک شده هم تحویل می داد، در این مراکز همه انواع زباله با هم ترکیب و دفن می شد.

حالا به این نتیجه رسیده ام که گرچه شهرداری های بعضی مناطق سعی در تفکیک زباله از مبداء دارند اما این کار مدت ها است به همان شیوه های خودجوش مردمی توسط نمکی های سابق و زباله دزدهای فعلی انجام می شود.

پس در خانه ی من و مرد خاکستر حداقل 4 نوع زباله قابل تفکیک است:

1-انواع کاغذ و مقوا و روزنامه باطله را هر وقت به 70 کیلو رسید تلفن می زنیم از پکا می آیند می برند و یک بن 2500 تومانی هم برای خرید کتاب از پکا بهمان می دهند.

2-انواع پلاستیک، بطری نوشابه و نایلون های بسته بندی (که اکثراً پلی آمید هستند و قابل بازیافت و به غلط نایلون نامیده می شوند) در یک کیسه نایلون (نایلون واقعی) جمع می شوند و هر وقت کیسه پر شد می گذاریم دم در و در عرض 10 دقیقه غیب می شود. (تازه فهمیده ام چقدر پلاستیک دور می ریختیم)

3-انواع شیشه (بطور عمده شیشه ی خیارشور مهرام که مرد خاکستر خوره ی آن است) و فلزات هم همین سرنوشت دم در و غیب شدن در 30 دقیقه را دارند.

4-برای زباله ی تر هم سعی می کنیم ورود ماشین حمل زباله را کشیک بکشیم و گربه های کیسه پاره کن محل را کنف کنیم.

همچین خیلی هم سخت نیست فقط باید اول باور کنیم که هر کاری در اینجا به روش اینجایی انجام می شود و انتظار «روش های جواب داده»ی جهانی را داشتن بسی سهو است و خطا.

نوشته شده در ۱۳۸٥/٥/٧ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط نیمفادورا تانکس نظرات () |

درباره وبلاگ

نويسندگان
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینک های ویژه
امکانات وب